امام عصر و ظهور   
علائم ظهور 
وقت ظهور امام مهدی عجبرای هیچکس جز خداوند متعال معلوم نیست، و کسانی که وقت ظهور را تعیین میکنند، دروغگو شمرده شدهاند. ولی علایم و نشانههای بسیاری برای ظهور آنحضرت در کتابهای حدیث ثبت شده است که ذکر تمام آنها مجال مفصل لازم دارد. علائم ظهور به دو دستهٔ کلّی تقسیم میشوند: علائم حتمی و علائم غیرحتمی. چنانکه فضیلبن یسار از امام باقر(ع) روایت کرده که فرمود نشانههای ظهور دو دستهاند: 

نشانهای غیرحتمی
 نشانههای حتمی، 
خروج سفیانی از نشانههای حتمی است که راهی جز آن نیست؟ منظور از علائم حتمی آن است که به هیچ قید و شرطی مشروط نیست و قبل از ظهور باید واقع شود، و مقصود از علایم غیرحتمی آن است که حوادثی به طور مطلق و حتم از نشانههای ظهور نیست. 
  بلکه مشروط به شرطی است که اگر آن شرط تحقق یابد مشروط نیز محقّق است. علائم غیرحتمی بسیارند که در بیان آنها به یک روایت، از امام صادق اکتفا میکنیم. امام صادق(ع) برای یکی از یاران خود علائم آخر الزمان را چنین بر میشمرند: 
۱) حق بمیرد و طرفدارانش نابود شوند. 
۲) ظلم و ستم فراگیر شده است. 
۳) کارهای بد آشکار شده و از آن نهی نمیشود. 
۴) بچهها به بزرگان احترام نمیگذارند. 
۵) قطع پیوند خویشاوندی شود. 
۶) انسانها اموال خود را در غیر اطاعت خدا مصرف میکنند و کسی مانع نمیشود. 
۷) کسی که امر به معروف میکند خوار و ذلیل است. 
۸) همسایه، همسایه خود را اذیت میکند. 
۹) سوگندهای دروغ به خدا بسیار گردد. 
۱۰) ستم و تجاوز شایع شده است. 
۱۱) نماز را سبک شمارند. 
۱۲) همّ و هدف مردم شکم و شهوتشان است. و امّا علایم حتمیالوقوع: امام صادق(ع) فرمود: پیش از ظهور قائم(عج) پنج نشانه حتمی است: یمانی، سفیانی، صیحه آسمانی، قتل نفس زکیّه، و فرو رفتن در بیابان. اینها اجمالی از علائم ظهور امام زمان(عج) است که بیان شد. از پیامبراکرم(ص) نیز روایت شده است که فرمود: ده چیز است که پیش از قیامت حتماً به وقوع خواهد پیوست: سفیانی، دجال، دخان، دابّه، خروج قائم، طلوع خورشید از مغرب، نزول عیسی، خسوف در مشرق، خسوف در جزیره العرب، و آتشی که از مرکز عدن شعله میکشد و مردم را به سوی بیابان محشر هدایت میکند... این بود مختصری از علائم و نشانههای ظهور. برای اطلاعات بیشتر در این زمینه میتوانید به کتابهای کمالالدّین و تمام النعمه و کتاب غیبت نعمانی و بحارالانوار، جلد ۵۲ و کتاب غیبت شیخ طوسی مراجعه نمائید. 

نام امام زمان عج در قران :
عده ای می گویند چرا نام امام زمان ع صریحاَ درقران برده نشده است، پاسخ این است که گویا معرفی اولیاء الهی که امت باید از آنها پیروی کند فقط یک راه دارد و آن این است که نام آنان در کتاب آسمانی برده شود ، در صورتی که اگر به خود قرآن مراجعه کنیم خواهیم دید ، که قرآن به سه طریق شخصیتهای الهی را معرفی نموده است. 
۱-معرفی با اسم پیامبر گرامی در انجیل از طریق اسم برای آیندگان معرفی شده است. 
الف) و مبشراَ برسول یاتی من بعدی اسمه احمد (
ب) یا داوود انا جعلناک خلیفه فی الارض (
ج) و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل (
۲) معرفی با عدد( 
الف) ولقد اخذ الله بنی اسراییل و بعثنا منهم اثنی عشر نقیباً (
ب) و اختار موسی قومه سبعین رجلاَ لمیقاتنا (
۳-معرفی با صفت که یکی از طرق معرفی شخصیتهای الهی است و وجود مبارک امامان (ع) از این طریق نیز معرفی شده اند. 
الف) الذین یتبعون الرسول النبی الذی یجدونه مکنوناَ عندهم فی التوراه و الانجیل یامرهم بالمعروف و ینههم عن المنکر . . . (اعراف / ۱۵۷) که در این آیه حضرت محمد (ص) با صفات دهگانه معرفی شده است. 
ب) اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم (نساء / ۵۹) نتیجه اینکه اگرنام حضرت مهدی (ع) در قرآن نیست ولی صفات و خصوصیات حکومت او در قرآن وارد شده است، اصولاَ قرآن در معرفی افراد ، مصالح عالی را درنظر می گیرد گاهی ایجاب می کند که افراد را با نام معرفی نماید و گاهی مصالح ایجاب می کند که تنها به صفات افراد بپردازد چنان که درباره حضرت مهدی (ع) است. آیاتی که در سوره صف و توبه از انتشار و گسترش اسلام در سطح جهانی نوید می دهد ، مانند: لیظهره علی الدین کله اشاره به تشکیل حکومت است زیرا به تصریح مفسران این آیه که پیشگویی ازگسترش فراگیروهمه جانبهٔ اسلام درسطح جهان است ، هنوز تحقق نپذیرفته است. و آیه: و لقد کتبنا فی الذبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون ـ این آیه نوید می دهد که صالحان ، وارثان زمین خواهند بود و حکومت جهان را به دست خواهند گرفت و به اتفاق تاریخ بشر ، هنوز این وعده الهی تحقق نیافته است. 
و آیه قل أرایتم ان اصبح ماؤکم غوراَ فمن یاتیکم بماء معین (ملک،۳۰) در روایاتی که از ائمه اهل بیت (ع) به ما رسیده این آیه به ظهور حضرت مهدی (ع) و عدل جهان گستر او تفسیر شده است . از جمله در حدیثی از امام باقر (ع) در تفسیر این آیه می خوانیم : نزلت فی الامام القائم (ع) یقول ان اصبح امامکم غائباَ منکم،... و الله ما جاء تأویل هذه الایه و لابد ان بحین تا ویلها . فرمود: این آیه درباره امامی نازل شده است که قیام به عدل الهی می کند . . . به خدا سوگند تأویل این آیه نیامد و سرانجام خواهد آمد بنابراین مسئله مهم ، بیان خصوصیات دیگر آن حضرت است که افراد دل آگاه با شناخت آنها ، مهدی واقعی را از مدعیان قلابی مهدویت باز شناسند ، بخشی از این خصوصیات در قرآن آمده که اشاره شد به آن آیات و بخشی دیگر در اخبار و روایات آمده است. 

ازدواج امام زمان (ع)  
اگرچه از ظاهر بعضی روایات و ادعیهٔ معصومین، چنین استنباط شده که آن حضرت دارای همسر و اولاد میباشد، امّا برخی روایات که دارای درجهٔ اعتبار نیز هستند به فرزند نداشتن آن حضرت تصریح دارند. 
به هر تقدیر، اگر چه همسر و فرزند داشتن آن حضرت محتمل است، امّا به روایت معتبری که موجب اطمینان باشد دست نیافتیم، و دنبال نمودن این موضوع لزومی ندارد، زیرا آنچه مسلّم است اینکه امام زمان (ع) در حال حیات و در غیبت کبری بسر میبرند و هر موقع که خداوند متعال اراده نماید آن حضرت ظهور میکنند و وظیفه ما در عصر غیبت، عمل به وظایف دینی و دعا جهت تسریع در امر فرج آن حضرت میباشد. 
 تعیین زمان ظهور 
احدی از زمان ظهور حضرت مهدی(ع) اطلاعی ندارد جز ذات اقدس پروردگار و خود حضرت مهدی(ع) وهر کس در این زمینه مدت و زمانی را معین کند یقینا کذب محض و نسبت ناروا دادن به خداوند خواهد بود و در روایات متعددهای ائمه ما وقـّاتون( کسانی که برای ظهور، زمان تعیین می کنند) را تکذیب و آنها را لعن فرموده و به شیعیان نیز دستور تکذیب و لعن آنها را داده اند.
امام زمان (ع) 
رسول جعفریان 
پس از رحلت امام عسکرى ـ ع ـ دوران امامت امام زمان ـ ع ـ و به طور کلى غیبت صغرا آغاز مى‏شود.پیش از آن، از سوى پیامبر ـ ص ـ و امامان ـ ع ـ فراوان خبر از ظهور قائم داده شده بود.خبرى که سبب آن شده بود که بسیارى از نااهلان، خود را همان قائم یا مهدى معرفى کنند.برخى از شیعیان، به دلیل وجود این گونه اخبار، به غیبت برخى از امامان پیشین معتقد شده و آنها را مهدى آینده دانستند.این بار، فرزند کوچک امام عسکرى ـ ع ـ که وى را به بسیارى از شیعیان نشان داده بودند، به عنوان امام شیعیان معرفى شد.این اعتقاد به رغم دشواریهایى که در جامعه شیعه ایجاد کرد، مورد قبول قرار گرفت و در شمار عقاید رسمى شیعه امامى درآمد. 
اعتقاد به مهدویت جزو باورهاى رسمى مسلمانان بوده و هر فرقه‏اى به گونه به مهدى اعتقاد دارد.باور شیعه، آن است که فرزند امام یازدهم، همان مهدى است که خداوند بشارت ظهور او را داده و قرار است تا با ظهور خود، زمین را از عدل و داد پر کند. 
شناخت مختصرى از زندگانى امام 
دوازدهمین پیشواى معصوم، حضرت حجة بن الحسن المهدى، امام زمان ـ عجل الله تعالى فرجه ـ در نیمه شعبان سال 255 هجرى در شهر «سامراء» دیده به جهان گشود. او همنام پیامبر اسلام (م ح م د) و همکنیه آن حضرت (ابو القاسم) است. ولى پیشوایان معصوم از ذکر نام اصلى او نهى فرموده‏اند. از جمله القاب آن حضرت، حجت، قائم، خلف صالح، صاحب الزمان ، بقیة الله است و مشهورترین آنها «مهدى» مى‏باشد.
پدرش، پیشواى یازدهم حضرت امام حسن عسکرى ـ علیه السلام ـ و مادرش، بانوى گرامى «نرجس» است که بنام «ریحانه» ، «سوسن» و «صقیل» نیز از او یاد شده است. میزان فضیلت و معنویت نرجس خاتون تا آن حد، والا بود که «حکیمه» خواهر امام هادى ـ علیه السلام ـ که خود از بانوان عالیقدر خاندان امامت بود، او را سرآمد و سرور خاندان خویش، و خود را خدمتگزار او مى‏نامید. 
حضرت مهدى دو دوره غیبت داشت: یکى کوتاه مدت (غیبت صغرى) و دیگرى دراز مدت (غیبت کبرى) .اولى، از هنگام تولد تا پایان دوران نیابت خاصه ادامه داشته و دومى، با پایان دوره نخست آغاز شد و تا هنگام ظهور و قیام آن حضرت طول خواهد کشید. 
تولد حضرت مهدى علیه السلام از دیدگاه علماى اهل سنت 
چنانکه در صفحات آینده توضیح خواهیم داد، اعتقاد به موضوع مهدویت اختصاص به شیعه ندارد، بلکه بر اساس روایات فراوانى که از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم رسیده، علماى اهل سنت نیز این موضوع را قبول دارند.منتها آنان نوعا تولد حضرت مهدى را انکار مى‏کنند و مى‏گویند: شخصیتى که پیامبر اسلام از قیام او (پس از غیبت) خبر داده، هنوز متولد نشده است و در آینده تولد خواهد یافت! 
با این حال تعداد قابل توجهى از مورخان و محدثان اهل سنت، تولد آن حضرت را در کتب خود ذکر کرده و آن را یک واقعیت دانسته‏اند.بعضى از پژوهشگران بیش از صد نفر از آنان را معرفى کرده‏اند . 
دیدار حضرت مهدى علیه السلام 
چنانکه در سیره امام حسن عسکرى ـ علیه السلام ـ بتفصیل نگاشتیم، از آنجا که حکومت ستمگر عباسى، به منظور دستیابى به فرزند آن حضرت و کشتن او، خانه امام را سخت تحت کنترل و مراقبت قرار داده بود، تولد حضرت مهدى ـ علیه السلام ـ بر اساس طرح دقیق و منظمى که پیشاپیش، از سوى امام در این مورد ریخته شده بود، کاملا به صورت مخفى و دور از چشم مردم (و حتى شیعیان) صورت گرفت. 
مستندترین گزارش در این زمینه، از طرف «حکیمه» عمه حضرت عسکرى ـ علیه السلام ـ رسیده که از نزدیک شاهد تولد حضرت مهدى ـ علیه السلام ـ بوده است.اما باید توجه داشت که این پنهانکارى به آن معنا نیست که بعدها یعنى در مدت 5 ـ 6 سال آغاز عمر او، که امام یازدهم در حال حیات بود، کسى آن بزرگوار را ندیده بود، بلکه ـ چنانکه یک نمونه از آن را در زندگانى حضرت عسکرى نوشتیم ـ افراد خاصى از شیعیان در فرصتهاى مناسب و گوناگون به دیدار آن حضرت نائل مى‏شدند تا به تولد و وجود وى یقین حاصل کنند و در موقع لزوم به شیعیان دیگر اطلاع دهند. 
دانشمندان ما جریان این دیدارها را به صورت گسترده گزارش کرده‏اند ، ولى شاید مهمترین آنها دیدار چهل تن از اصحاب امام عسکرى ـ علیه السلام ـ با آن حضرت باشد که تفصیل آن بدین قرار بوده است: 
«حسن بن ایوب بن نوح» مى‏گوید: 
ما براى پرسش درباره امام بعدى، به محضر امام عسکرى ـ علیه السلام ـ رفتیم.در مجلس آن حضرت چهل نفر حضور داشتند.عثمان بن سعید عمرى [یکى از وکلاى بعدى امام زمان‏] بپاخاست و عرض کرد: مى‏خواهم از موضوعى سؤال کنم که درباره آن از من داناترى.امام فرمود: بنشین .عثمان با ناراحتى خواست از مجلس خارج شود.حضرت فرمود: هیچ کس از مجلس بیرون نرود.کسى بیرون نرفت و مدتى گذشت.در این هنگام، امام، عثمان را صدا کرد.او بپاخاست.حضرت فرمود : مى‏خواهید به شما بگویم که براى چه به اینجا آمده‏اید؟ همه گفتند: بفرمایید.فرمود: براى این به اینجا آمده‏اید که از حجت و امام پس از من بپرسید.گفتند: بلى.در این هنگام پسرى نورانى همچون پاره ماه که شبیه‏ترین مردم به امام عسکرى ـ علیه السلام ـ بود، وارد مجلس شد.حضرت با اشاره به او فرمود: 
«این، امام شما بعد از من و جانشین من در میان شما است.فرمان او را اطاعت کنید و پس از من اختلاف نکنید که در این صورت هلاک مى‏شوید و دینتان تباه مى‏گردد...» 
علل سیاسى ـ اجتماعى غیبت 
شکى نیست که رهبرى پیشوایان الهى به منظور هدایت مردم به سر منزل کمال مطلوب است و این امر در صورتى میسر است که آنها آمادگى بهره بردارى از این هدایت الهى را داشته باشند .اگر چنین زمینه مساعدى در مردم وجود نداشته باشد، حضور پیشوایان آسمانى در بین مردم ثمرى نخواهد داشت. 
متأسفانه فشارها و تضییقاتى که بویژه از زمان امام جواد ـ علیه السلام ـ به بعد بر امامان وارد شد، و محدودیتهاى فوق العاده‏اى که برقرار گردید ـ به طورى که فعالیتهاى امام یازدهم و دوازدهم را به حداقل رسانید ـ نشان داد که زمینه‏مساعد جهت بهره‏مندى از هدایتها و راهبریهاى امامان در جامعه (در حد نصاب لازم) وجود ندارد.از اینرو حکمت الهى اقتضا کرد که پیشواى دوازدهم، بتفصیلى که خواهیم گفت، غیبت اختیار کند تا موقعى که آمادگى لازم در جامعه به وجود آید. 
البته همه اسرار غیبت بر ما روشن نیست ولى شاید نکته‏اى که گفتیم رمز اساسى غیبت باشد .در روایات ما، در زمینه علل و اسباب غیبت، روى سه موضوع تکیه شده است: 
الف ـ آزمایش مردم 
چنانکه مى‏دانیم یکى از سنتهاى ثابت الهى، آزمایش بندگان و انتخاب صالحان و گزینش پاکان است.صحنه زندگى همواره صحنه آزمایش است تا بندگان از این راه در پرتو ایمان و صبر و تسلیم خویش در پیروى از اوامر خداوند تربیت یافته و به کمال برسند و استعدادهاى نهفته آنان شکوفا گردد. 
در اثر غیبت حضرت مهدى، مردم آزمایش مى‏شوند: گروهى که ایمان استوارى ندارند، باطنشان ظاهر مى‏شود و دستخوش شک و تردید مى‏گردند و کسانى که ایمان در اعماق قلبشان ریشه دوانده است، به سبب انتظار ظهور آن حضرت و ایستادگى در برابر شدائد، پخته‏تر و شایسته‏تر مى‏گردند و به درجات بلندى از اجر و پاداش الهى نائل مى‏گردند. 
امام موسى بن جعفر ـ علیه السلام ـ فرمود: هنگامى که پنجمین فرزندم غایب شد، مواظب دین خود باشید، مبادا کسى شما را از دین خارج کند.او ناگزیر غیبتى خواهد داشت، به طورى که گروهى از مؤمنان از عقیده خویش بر مى‏گردند.خداوند به وسیله غیبت، بندگان خویش را آزمایش‏مى‏کند ... 
از سخنان پیشوایان اسلام بر مى‏آید که آزمایش به وسیله غیبت حضرت مهدى، از سخت‏ترین آزمایشهاى الهى است.و این سختى از دو جهت است: 
1 ـ از جهت اصل غیبت، که چون بسیار طولانى مى‏شود بسیارى از مردم دستخوش شک و تردید مى‏گردند.برخى در اصل تولد و برخى دیگر در دوام عمر آن حضرت شک مى‏کنند و جز افراد آزموده و مخلص و داراى شناخت عمیق، کسى بر ایمان و عقیده به امامت آن حضرت باقى نمى‏ماند.پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم ضمن حدیث مفصلى مى‏فرماید: مهدى از دیده شیعیان و پیروانش غایب مى‏شود و جز کسانى که خداوند دلهاى آنان را جهت ایمان، شایسته قرار داده، در اعتقاد به امامت او استوار نمى‏مانند. 
2 ـ از نظر سختیها و فشارها و پیشامدهاى ناگوار که در دوران غیبت رخ مى‏دهد و مردم را دگرگون مى‏سازد، به طورى که حفظ ایمان و استقامت در دین، کارى سخت دشوار مى‏گردد و ایمان مردم در معرض مخاطرات شدید قرار مى‏گیرد. 
ب ـ حفظ جان امام 
خداوند، به وسیله غیبت، امام دوازدهم را از قتل حفظ کرده است، زیرا اگر آن حضرت از همان آغاز زندگى در میان مردم ظاهر مى‏شد، او رامى‏کشتند (چنانکه تفصیل آن را نوشتیم) .بر این اساس اگر پیش از موعد مناسب نیز ظاهر شود، باز جان او به خطر مى‏افتد و به انجام مأموریت الهى و اهداف بلند اصلاحى خود موفق نمى‏گردد. 
«زراره» ، یکى از یاران امام صادق ـ علیه السلام ـ مى‏گوید: امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: امام منتظر، پیش از قیام خویش مدتى از چشمها غایب خواهد شد. 
عرض کردم: چرا؟ 
فرمود: بر جان خویش بیمناک خواهد بود. 
ج ـ آزادى از یوغ بیعت با طاغوتهاى زمان 
پیشواى دوازدهم، هیچ رژیمى را، حتى از روى تقیه، به رسمیت نشناخته و نمى‏شناسد.او مأمور به تقیه از هیچ حاکم و سلطانى نیست و تحت حکومت و سلطنت هیچ ستمگرى در نیامده و در نخواهد آمد، چرا که مطابق وظیفه خود عمل مى‏کند و دین خدا را به طور کامل و بى هیچ پرده پوشى و بیم و ملاحظه‏اى اجرا مى‏کند.بنابراین جاى هیچ عهد و میثاق و بیعت با کسى و مراعات و ملاحظه نسبت به دیگران باقى نمى‏ماند. 


/ 0 نظر / 6 بازدید